تبليغاتX
آرشه - مروری بر تاریخ تکامل ویولن

بارها پیش آمده که افراد با شنیدن قیمت برخی سازهای باقی مانده از  سده های هفده و هجده میلادی سوالهایی را در مورد علت این قیمت گذاری ها مطرح می کنند و این مسئله چندان برایشان قابل هضم نیست که چرا برخی از این سازها تا ۴ میلیون دلار(۱) ارزش گذاری شده و گاه با چنین قیمتهایی خرید و فروش می شوند. البته برای برخی سازهای معروف که در موزه ها نگهداری می شوند، هنوز قیمتی تعیین نشده است. از این سازها می توان به ویولن "مسیح"(۲) ساخته ی آنتونیو اسرادیواری(۳) و ویولن "کانن"(۴) از ساخته های جوزپه گوارنری دلجزو(۵) اشاره کرد که ویولن دوم(کانن) هر سال به برنده ی کنکور پاگانینی برای مدتی امانت داده شده و دوباره به موزه باز می گردد. علاوه بر ارزش تاریخی این سازها، عوامل دیگری نیز بر این ارزش گذاری دخیل بوده اند.

 

به تاریخچه ی ویولن باز می گردیم:

 

طبق مطالعات انجام شده بر روی آثار به جای مانده از سده های آغازین میلادی، اعم از متون ادبی و آثار هنری(نقاشی، کنده کاری و …) تاریخچه ی سازهای آرشه به سازی تک-سیم از خانواده ی رباب که هنوز هم نواختن نوعی از آن در مناطقی از هند رواچ دارد، باز می گردد. به مرور زمان این گروه سازی در قسمتهایی از هند، ایران، شمال آفریقا و عراق امروزی کامل شده و از گستره ی صوتی بیشتری نیز بهره مند می شوند که سازهای "سارانگی"(۶) ، "قیچک" و "کمانچه" از باز ماندگان این خانواده هستند. تمامی سازهای آرشه ای آن زمان که در منطقه ی خاورمیانه متداول بوده اند، از کاسه ای چوبی به اشکال مختلف و رویه ای از پوست تشکیل می شدند به طوری که خرک ساز بر روی این صفحه ی پوستی قرار می گرفته است. لازم به ذکر است که تمامی این سازها به صورت عمودی(همانند کمانچه) یا با کمی زاویه، مایل به سمتی نواخته میشدند. طبق شواهد موجود، این سازها در سده ی نهم میلادی وارد اروپا شده و با سازهایی از خانواده ی بربط که قبل از این به اروپا رفته بود تلفیق شدند و گروه سازی جدیدی با بدنه ای کاملا چوبی پدید آمد که "ربک" (۷)و "فیدل"(۸) از این گروهند. در سده ی دهم میلادی سازها از کلیسا اخراج شدند و به جز ارگ بقیه تا مدتها در هنر مذهبی مسیحی جایی نداشتند چرا که از نظر کلیسا، موسیقی سازی آن زمان کفر آمیز بود و موسیقی مذهبی منحصر به موسیقی آوازی میشد. در نتیجه موسیقی سازی در بین مردم به حیات خود ادامه داد. البته این تحریم چندان نپایید و با تاسیس مذاهب جدید، موسیقی سازی دوباره به مراسم مذهبی راه یافت.

 

همزمان با تکامل سازهای آرشه ای که ایستاده نواخته می شدند، نوعی از فیدل در سده ی دوازدهم میلادی وارد موسیقی مذهبی شد که به صورت افقی نواخته می شد و روی سینه ی نوازنده قرار می گرفت (شبیه به نحوه ی ویولن نواختن اقوام کولی). به تدریج انواعی دیگری از خانواده ی فیدل با نام "ویول" (۹)در سده های پانزدهم و شانزدهم میلادی پدید آمدند. ویول ها در اندازه های مختلف و به اشکال مختلف ساخته شدند. برخی دارای سیم های "واخوان" (مانند لیرا دا براچو ۱۰) بودند که با نواخته شدن برخی نتها، سیمهای واخوان که از زیر خرک و در برخی نمونه ها از کنار دسته عبور می کردند مرتعش می شدند و برخی دیگر مانند "ویولا دا گامبا"(۱۱) در دسته دارای پرده هایی از روده ی گوسفند بودند(همچون لوت).

 

ویولا دا گامبا. ساخته ی گاسپارو دا سالو

 

در سده ی شانزدهم "گاسپارو برتولونی" مشهور به "گاسپارو دا سالو"(۱۲) با تغییر در ساختمان ویول، سازی جدید با نام "ویولن" ابداع کرد. با پدیدار شدن ویولن، گروهی در برابر این ساز جبهه گرفتند و صدای آن را نسبت به صدای لطیف ویول، خشن می دانستند در نتیجه تا مدتها سازهای گروه ویول به حیات خود ادامه داده و همچنان در محافل هنری نواخته می شدند. از طرفی دیگر، ویژگی های ویولن از جمله شفافیت صدای و همچنین آسانی نواختن، روز به روز افراد بیشتری را به سمت این ساز جدید جذب می کرد.

 

ویولن. ساخته ی گاسپارو دا سالو

 

با افزایش متقاضیان ویولن، "گاسپارو دا سالو" کارگاهی در "برشا"(۱۳) تأسیس کرد و همزمان با ساخت ویولن، شاگردانی نیز تربیت نمود که در بین آنها می توان از آندرا آماتی(۱۴) نام برد که  به سال 1560 کارگاهی در "کرمونا"(۱۵) افتتاح کرد و مکتب ویولن سازی کرمونا را بنیان نهاد. پسران آندرا آماتی "آنتونیوس" و "هیرونیموس" تغییراتی در الگوی پدر دادند که مهمترین آن، تغییراتی در سوراخ "اف" بود. بعد از این نسل، پسر هیرونیموس"نیکولو" الگوی باقی مانده از پدران خود را کاملتر کرد و اندازه ی بدنه را بزرگتر در نظر گرفت.

در سال 1630 طاعون در کرمونا شیوع یافت. نیکولو آماتی بدلیل نداشتن وارث، شاگردانی را پذیرفت که از آنها می توان به  "آندرا گوارنری"(۱۶) ، "جاکوب اشتاینر"(۱۷) و "آنتونیو استرادیواری" اشاره کرد.

 

ویولن. ساخته ی آندرا آماتی - 1566

 

این شاگردان برای بهتر نمودن صدای ویولن، هر کدام الگوی ویولنهای آماتی را به نوعی تغییر دادند. بارز ترین تغییرات الگوی ساز ایشان بدین شرح است:

آندرا گوارنری  حجم جعبه ی ساز کمی را افزایش داد و علاوه بر پهن تر کردن جعبه ی صدا، سوراخهای "اف" (۲۱) را بزرگتر و پهن تر ساخت. او همچنین برای به دست آوردن قوس هایی تندتر، چوب را تحت فشار قرار می داد.

 

ویولن. ساخته ی آندرا گوارنری

 

 

جاکوب اشتاینر از نظر ابعاد چندان تغییری در الگوی آماتی به وجود نیاورد، اما با افزایش  انحنای صفحه ی رو و پشت، فاصله ی آنها را در بخش مرکزی صفحه بیشتر کرد. به دلیل افزایش انحنای صفحه، اجباراً شیب دسته ی ویولنهای اشتاینر نسبت به بدنه ی اصلی افزایش یافت. او همچنین انحنای سوراخهای "اف" را بیشتر نمود. در برخی سازهای باقی مانده از اشتاینر به جای مارپیچ حلزونی انتهای دسته، سر شیر  تراشیده شده است.

 

ویولن ساخته ی جاکوب اشتاینر

 

آنتونیو استرادیواری که شاگرد جوان تری در مکتب آماتی محسوب می شد، با بررسی الگوی های ارائه شده از سازندگان همدوره و پیشین، الگوی جدیدی را ارائه کرد. استرادیواری در الگوی خود نسبت اندازه های دو بخش پایین و بالای جعبه ی صدا را به هم نزدیکتر کرد. او از عرض بخش پایینی صفحه های رو و پشت و همچنین از ارتفاع کلاف نیز کاست. البته عوامل بسیاری در این الگوی جدید تغییر کردند:

مسطح تر کردن قوس های صفحه های رو و پشت، انتخاب جنس، محل برش و نوع بافت چوب، نحوه ی خشک کردن چوب، نحوه ی رنگ آمیزی و همچنین ترکیبات رنگ مصرفی و از همه مهمتر، شکل و اندازه ی سوراخهای صدا (اف).

در طول دوران کاری استرادیواری، این عوامل کمی تغییر کردند. به صورتی که امروزه چند نسل از ویولنهای ساخت او با کیفیتهای صدایی گوناگون، از چوبهای متفاوت با بافتهای متفاوت و همچنین با رنگهای گوناگون موجود است.

 

به طور کلی دوران کاری استرادیواری به دو دوره تقسیم می شوند:

 

۱- دوران جوانی و میانسالی تا سال 1700

۲- دوران کهنسالی تا سال 1737

 

در دوره ی اول استرادیواری سعی بر یافتن الگویی برای هر چه شفافتر کردن و بهتر نمودن برد صدا داشت. اوج این دوره سازهای ساخته شده در سال 1699 است که دو نمونه آن هم اکنون نزد "گیل شحام" و "آن-سوفی موتر" نگهداری می شوند.

 

سارازاته: زیگونروایزن. با نوازندگی گیل شحام. اجرا شده با ویولن Countess Polignacساخته ی استرادیواری-1699

 

سارازاته: زیگونروایزن. با نوازندگی آن-سوفی موتر. اجرا شده با ویولن ساخت استرادیواری-1699

 

در دوره ی دوم استرادیواری سعی بر افزایش عمق صدای ساز داشت. از تغییرات ایجاد شده در این دوران، می توان به عریض تر شدن قالب ویولن اشاره کرد. سازهای این دوران علاوه بر داشتن خصوصیات سازهای قبلی، از عمق صدای مناسبی نیز برخوردار بودند. در فاصله ی سالهای ۱۷۰۰ و ۱۷۲۰ کاملترین نمونه ی سازهای استرادیواری ساخته شد. ازین رو این سالها را دوران طلایی استرادیواری می نامند. از آثار برجسته ی این دوران می توان ویولنهای "یواخیم" ، "مارسیک" ، "دلفین" ، "مسیح" و "سویل" را نام برد.

 

ماسنه: مدیتیشن. با نوازندگی ایتزاک پرلمن. اجرا شده با ویولن "سویل" ساخته ی استرادیواری-1714

 

فرانک: موومان آخر از سونات برای ویولن و پیانو. با نوازندگی داوید اویستراخ. اجرا شده با ویولن "مارسیک" ساخته ی استرادیواری- 1715

 

دورژاک: هومورسک. با نوازندگی یاشا هایفتز. اجرا شده با ویولن "دلفین" ساخته ی استرادیواری - 1714

 

ایزایی: ابسسیون از سونات ۲. با نوازندگی ماکسیم ونگرف. اجرا شده با ویولن "کروتزر" ساخته ی استرادیواری - 1727

 

 

بعد از استرادیواری، سازندگانی از خانواده ی او و خانواده ی گوارنری زیر نظر این اساتید تربیت شدند که در میان آنها تنها ویولنهای "جوزپه گوارنری دل جزو" با ویولنهای ساخته ی استرادیواری برابری می کرد و در برخی موارد از نظر حجم و برد صدا از آنها بهتر بود. سازهای "دل جزو" نیز در سالهای کاری وی دچار تغییراتی عمدتاً در سوراخهای "اف" و بافت چوب در صفحه ی پشتی ویولن شدند. از معروفترین ویولنهای ساخته ی دل جزو میتوان از ویولنهای "سوره" ، "ویوتام" ، "گیبسون" ، "داوید" و "کانن" نام برد.

 

با آنکه ویولنهای دل جزو از نظر کیفیت صدایی با سازهای اساتید پیشین برابری می کردند، اما تا زمانی که پاگانینی با آنها نواخت و قابلیتهای سازهای وی را معرفی کرد، چندان مورد توجه مردم قرار نگرفته بود.

 

ویولن داوید(هایفتز). ساخته ی دل جزو 

 

روسینی: آرایشگر سویل. با نوازندگی یاشا هایفتز. اجرا شده با ویولن "داوید" ساخته ی دل جزو - 1742

 

پاگانینی: لاکامپانلا. با نوازندگی ماسیمو کوارتا. اجرا شده با ویولن "کانن" ساخته ی دل جزو-1742

 

باخ: شاکن. با نوازندگی ایتزاک پرلمن. اجرا شده با ویولن "سوره" ساخته ی دل جزو - 1740

 

 

سازهای "استرادیواری" و "دل جزو" علاوه بر زیبایی و شفافیت صدا، دارای چند خصوصیت دیگر نیز بودند که بعد از ۳۰۰ سال هنوز شخصی نتوانسته به همان کیفیت آن را عرضه کند:

 

1- برد صدایی بالا، به طوری که در سالنهای بزرگ (استاندارد) صدای این ویولنها تا فاصله ی ۴۰ الی ۵۰ متری به وضوح قابل شنیدن است.

2- عدم افت کیفیت صدا و تداخل نتها در اجرای قطعات با سرعت های بالا(مانند آثار پاگانینی و ...)

3- عدم افت کیفیت صدا بعد از رنگ آمیزی ساز و بهبودی صدا بعد از خشک شدن کامل رنگ.

 

رنگی که امروزه بر روی ویولن زده می شود، از کیفیت صدای آن ساز نسبت به قبل از رنگ آمیزی می کاهد. به همین دلیل سازندگان سعی می کنند تا حد ممکن چوب را با لایه ی بسیار نازکی از رنگ بپوشانند تا از کیفیت صدای ساز کمتر بکاهد و سریعتر نیز خشک شود. استرادیواری برای رنگ آمیزی ویولنها از رنگی ژله ای استفاده میکرده که برای خشک شدن کامل به چند سال زمان احتیاج بوده است. این رنگها نه تنها از کیفیت صدا نمی کاستند، بلکه بعد از خشک شدن کامل، صدای ساز بهتر می شد.

 

استرادیواری در طول عمر خود نزدیک به ۱۲۰۰ ویولن، ویولا و ویولنسل ساخت که از این تعداد حدود ۶۵۰ ویولن در حال حاضر موجود و دارای شناسنامه است.

یکی از افرادی که باعث شهرت سازهای سازندگان ایتالیایی شد، "لوئیجی تاریتزیو"(۱۸) بود. کار اصلی تاریتزیو نجٌاری بود و در زمان فراغت به آموزش ویولن می پرداخت. اما به دلیل نداشتن سازی مناسب و نداشتن قدرت مالی برای خرید سازهای خوب، برای جستجوی ویولنی بهتر شروع به خرید ویولنهای کهنه از مردم کرد. وی این ویولنها را به شهرهای مختلف اروپا می برد و با ویولنهای جدید معاوضه می کرد. بعد از مدتی از این راه پول فراوانی به دست آورد و از بسیاری از سازندگان سازهایی برای خود جمع کرد.

بعد از مرگ وی "ژان باتیست ویلوم"(۱۹) ویولنهای تاریتزیو را از وراث وی خریداری کرد، از مشهورترین سازهای این مجموعه می توان به ویولن مسیح ساخته ی استرادیواری اشاره کرد. ویلوم برای یافتن اسرار سازندگان قدیمی، ویولنها را تکه-تکه می کرد همچنین چوب و رنگ آنها را تجزیه ی شیمیایی کرد و توانست با یافته هایش ویولنهایی از روی الگوی سازندگان مختلف بسازد. او طریقه ی مخصوصی نیز برای خشک کردن چوب یافت. سازهای او در ابتدای ساخت بسیار خوش صدا بودند اما بعد از سه-چهار سال کیفیت صدای خود را از دست می دادند.

 

الگار: موومان سوم از کنسرتو ویولن. با نوازندگی هیلاری هان. اجرا شده با ویولنی ساخته ی ژان باتیست ویلوم-۱۸۶۴.

 

 

بعد از گاسپارو دا سالو سازندگان دیگری نیز معروف شدند و هر کدام نکته ای را کشف کردند: گوادنینی، برگونزی، کلوتز، و ... اما هیچ کدام مجموعه تمامی خصوصیت های سازهای استرادیواری را نتوانستند کشف کنند. برای مثال ویولنهای "گوادنینی"(۲۰) که امروزه طرفداران بسیاری نیز دارد، از نظر کیفیت و قدرت تفکیک صدا در سرعتهای بالا بی نقصند به طوری که بسیاری از بزرگان ضبط هایی را با ویولنهای گوادنینی انجام داده اند. از این افراد می توان  به "آیزک اشترن" ، "فریتز کرایسلر" و "ایتزاک پرلمن"اشاره کرد. به رغم خوب بودن این سازها در ضبط و اجرا در سالنهای کوچک، اما از حجم صدایی مناسبی برخوردار نبوده و برد صدای متوسطی دارند.

 

باخ: پرستو از سونات شماره ی یک. با نوازندگی لارا سنت جان. اجرا شده با ویولن ساخته ی گوادنینی

 

 

در ایران هم سازندگانی بوده و هستند که ویولنهای نسبتاً خوبی ساخته و می سازند. از این سازندگان نامهای "قنبری مهر" ، "اکبری" ، "صالحی" و "رضوانی" بیشتر برای نوازندگان آشناست و با سبک ساخت ایشان آشنایی بیشتری دارند. با اینکه سازندگان ایرانی گاه سازهایی بسیار خوب از نظر حجم و جنس صدا می سازند، اما دو نکته در کار هیچکدام دیده نمی شود. یکی برد صدا و دیگری عدم تداخل صدا در سرعتها بالا.

که این مسئله شاید به تاریخچه ی ورود ویولن به ایران، نحوه ی نواختن آن از گذشته تا کنون و هماهنگ سازی نحوه ی ساخت با نیاز جامعه بر می گردد. ویولن از زمان ورود به ایران به عنوان جایگزینی برای کمانچه اما با صدایی شفافتر و حجیم شناخته شد. که متاسفانه روز به روز نوازندگان کمانچه به سوی ویولن گرویدند و تا چندی پیش کمانچه سازی فراموش شده بود. از زمان ورود ویولن به ایران روش نواختن آن نیز به شکل کمانچه و به صورت ایستاده بود. کما اینکه هنوز هم در برخی مناطق ایران به این روش نواخته می شود(مخصوصاً در میان عشایر).

به تدریج اساتیدی همچون صبا و خالقی روش صحیح نواختن را به شاگردان آموختند و  از آن به بعد ویولن به عنوان عضوی از خانواده ی سازهای ایرانی در محافل و گروه های موسیقایی سنتی به ایفای نقش پرداخت. به دلیل بالا بودن ارزش پولی ایران در گذشته، سازهای  خوب اروپایی در دسترس نوازندگان سبک کلاسیک غربی بود اما نوازندگان مکتب ایرانی خواستار صدایی ایرانی با اکوی بیشتری بودند! چرا که در آن زمان متداول شده بود تا نوازنده با سیستم صوتی همراه با "اکو" بنوازد تا نواختن سیمهای "واخوان" و "گلیساندو" ی متداول آن زمان برای شنونده شیرین تر جلوه کند.

از این رو سازندگان ایرانی برآمدند تا سازی مطابق میل نوازنده ی ایرانی بسازند. در صدر این سازندگان، ابراهیم قنبری مهر قرار داشت که امروزه سازهای او با قیمتهایی  بالا  دست به دست می شوند. بعد از آن دیگر افراد با استفاده از الگوی قنبری و تلفیق آن با الگوهای اروپایی، سازهایی خوب اما فقط برای اجرای موسیقی ایرانی ساختند. چرا که بیش از این از آن انتظار نداشتند. دلیل آن هم دو چیز بیش نبود:

یا اینکه سازنده، نوازنده نبود و صدا را نمی شناخت و یا اگر می بود، برای امتحان ساز با آن موسیقی ایرانی، آن هم از سبک قدیمی که نیاز چندانی به استفاده از نتهای دوبل، پوزیسیونهای بالا و نواختن با تمپوهای بالا نبود، می نواخت و برای امتحان صدا در محیط های غیر اکوستیک، آن را امتحان می کرد. در نتیجه به همین صدای دلنشین در پوزیسیون اول و نهایتاً سوم قناعت می کرد.

 

 

 

1-  بالاترین قیمتی که برای یک ویولن پرداخت شده، مربوط است که ویولنی با نام"Hammer"(چکش) از ساخته های آنتونیو استرادیواری که در ماه می 2006 به قیمت 3.544.000 دلار در نیویورک فروخته شد.

 

ویولن چکش ساخته ی استرادیواری - 1707

 

 

 

2- ویولن مسیح در سال 1716 به دست آنتونیو استرادیواری ساخته شد اما در زمان حیات وی به فروش نرسید و با آن نواخته نشد. مسیح بعد از مرگ استرادیواری نزد چند شخص نگهداری شد تا اینکه این  در سال 1875 توسط لوئیجی تاریتزیو خریداری شد.بعد از مرگ وی در سال 1827 ژان باتیست ویلوم آن را از بازماندگانش خریداری کرد و از روی آن نمونه هایی ساخت. این ساز هم اکنون در موزه "Ashmolean

" واقع در آکسفورد نگهداری می شود و به دلیل نگهداری خوب و عدم استفاده از آن، بسیار سالم باقی مانده است. برای این ساز قیمت ۲۰ میلیون دلار تخمین زده شده است.

 

مسیح. عکس از مجموعه ی فاریا پیربازاری در فلیکر

 

صفحه ی رو

صفحه ی پشت

جعبه گوشی

کلاف

سیم گیر

 

 

3- Antonius Stradivarius

 

 

4- Cannone: معروفترین ساخته ی دل جزو که متعلق  به نیکولو پاگانینی بوده است. پاگانینی این ساز را برای تعمیر نزد "ویلوم" می فرستد. اما ویلوم آن را تعمیر نمی کند بلکه سازی از روی کانن با همان جزئیات می سازد به طوری که پاگانینی نمی تواند ساز خود را در ابتدا تشخیص دهد اما بعد از مدتی نواختن ساز اصلی را تشخیص داده و کپی آن را به تنها شاگردش "کامیلو سیووری" می دهد. هم اکنون هر دو ساز در کنار هم،  در موزه ی جنوا نگهداری می شوند.

 

 

ویولن کانن(سمت چپ تصویر) ساخته ی دل جزو در کنار کپی آن ساخته ی ویلوم:

 

کانن و کپی آن

 

 

5- Giuseppe Guarneri del Gesù

6- Sarangi

7- Rebec 

8- Fiddle

9- Viol

10- Lira da braccio

11- Viola da gamba

12- Gasparo da Salo

13- Brescia

14- Cremona

14- Andrea Amati

15- Cremona

16- Andrea Guarneri

17- Jacob Stainer

18- Luigi Tarizzio

19- jean-baptiste vuillaume

20- Guadagnini

21- طبق برخی روایات، طرح سوراخهای صدا(اف) از نمای کلیسایی در کرمونا با نام "توراتزو" الهام گرفته شده است:

 

 کلیسای توراتزو - کرمونا

 

نمایی دیگر از همین ساختمان

 

 

=======================

 

جدول ویولن سازان مکتب ایتالیا. در سده های ۱۶ و ۱۷

 

 

=================================

منابع:

 

دایره المعارف موسیقی لاروس. ترجمه ی کتایون صارمی - انتشارات پیشرو

آشنایی با ویولن نوشته ی رابین استاول. ترجمه ی پیام روشن- موسسه ی فرهنگی-هنری ماهور

مردان موسیقی سنتی و نوین ایران-جلد دوم. نوشته ی  حبیب الله نصیری فر

The Grove Concise Dictionary of Music. Macmillan Press

The New College Encyclopedia of Music. W.W.NORTON & COMPANY, INC

Heifetz, As I Knew Him. by Ayke Agus. Amadeus Press

http://wikipedia.org

http://arts.guardian.co.uk

http://www.britannica.com

http://www.celloheaven.com

 

و ...

 

 

+ نوشته شده توسط نیک رای کوثر در جمعه 19 خرداد1385 و ساعت 9:19 |

 طراح قالب: رضا امين زاده